شبکه امروز نان سحر از کارخانه به انبار مرکزی و از آنجا به دو جریان اصلی توزیع میرسد: تغذیه شعب برند و پخش مویرگی در سطح تهران.
زنجیره تأمین امروز نان سحر حاصل پاسخهای سریع و هوشمندانه به توسعه بازار است؛ اما اجزای آن هنوز به یک سیستم یکپارچه، استاندارد و بالغ تبدیل نشدهاند.
نقاط فروش و پوشش بیشتر
تبدیلشده به ساختار دائمی
ناوگان و منابع در دسترس
نبود اطلاعات یکپارچه
جای هر استراتژی با دو پرسش مشخص میشود: محیط چقدر پرتلاطم است و اولویت زنجیره بیشتر بر بهرهوری و هزینه است یا سرعت و پاسخگویی؟
وقتی استراتژی شرکت تهاجمی است و رشد ۲.۵ برابری تولید، توسعه بازار و فروش مستقیم به مشتری را دنبال میکند، زنجیره نیز باید برای سرعت، انعطاف و مقیاس طراحی شود؛ نه صرفاً کاهش هزینه.
افزایش ظرفیت تولید + توسعه کانالهای فروش + فروش مستقیم به مشتری + پوشش جغرافیایی بیشتر
این مسائل مستقیماً با لیجایل، انعطافپذیری، دیجیتال و تابآوری در تضادند.
کنترل ظرفیت را کاهش میدهد، تابآوری را پایین میآورد و افزایش هزینهها با منطق زنجیره ناب در تضاد است.
ارسالهای خرد، تعداد سفرهای میدمایل را بالا برده و هزینه جابهجایی به ازای واحد محصول را افزایش داده است.
اطلاعات ناکافی، تشخیص نقاط کمپوشش و تصمیمگیری مبتنی بر تقاضا را محدود کرده است.
وابستگی به نیروی بیرونی، تابآوری و قابلیت مقیاسپذیری شبکه را در زمان رشد یا بحران کاهش میدهد.
با بزرگشدن شبکه، نیاز به نیروی انسانی و پیچیدگی عملیاتی تقریباً همراه حجم رشد میکند و توسعه را بسیار پرهزینه میسازد.
تحویل درب منزل به زنجیرهای محکم و پایدار نیاز دارد تا شرکت بتواند وارد نواحی پرریسکتر و سرمایهگذاریهای بلندپروازانهتر شود.
نبود اطلاعات دقیق از مدل پخش و زمانهای جابهجایی، مدلسازی توسعه، برنامهریزی ظرفیت و مدیریت تقاضا را عملاً ناممکن کرده است.
سه نمونه متفاوت یک الگوی مشترک دارند: سرمایهگذاری برای رشد، پیش از تثبیت و مقیاسپذیر شدن موتور عملیاتی.
پیش از اثبات تقاضا، مراکز توزیع خودکار و توسعه چندشهری را همزمان ساخت.
شبکه فروش را سریعتر از بلوغ داده، انبار و تأمین توسعه داد؛ قفسه خالی و موجودی گیرکرده همزمان رخ داد.
پس از توسعه سریع بینالمللی، هزینه شبکه در برابر افت تقاضا پایدار نماند.
ناب، چابک، منعطف و تابآور بدون دید و هماهنگسازی دیجیتال در مقیاس بالا قابلکنترل نیستند.
مشاهده ← هشدار ← پیشنهاد ← تصمیم ← یادگیری
اول استانداردسازی، بعد دیجیتالسازی، سپس بهینهسازی و در نهایت مقیاسدهی.
تعریف خط مبنا، رویه استاندارد، شاخص عملکرد و مالکیت و طراحی جریانهای استاندارد.
۰—۳ ماهدید شبکه، ثبت دیجیتال عملیات و برج کنترل اولیه.
۳—۶ ماهمسیریابی، ظرفیت، بخشبندی و مدیریت استثناها مبتنی بر داده.
۶—۱۲ ماهافزایش ظرفیت تولید، فروش مستقیم به مشتری و توسعه شبکه بدون رشد خطی پیچیدگی.
۱۲+ ماهپیشنهاد، خرید چند ابزار یا افزایش ناوگان نیست؛ طراحی یک سیستم عملیاتی جدید برای لجستیک نان سحر است.
تعریف معماری شبکه، نقشها، جریانها و مالکیت قبل از توسعه ظرفیت.
یک منبع حقیقت برای ظرفیت، سرویس، مسیر، استثناها و عملکرد.
حرکت از تثبیت به مقیاسدهی با نقطه عطف و شاخص عملکرد مشخص در هر مرحله.